چند چفیه خونی شد تاچادری خاکی نشود

متن مرتبط با «مقاله در مورد شهدای دفاع مقدس» در سایت چند چفیه خونی شد تاچادری خاکی نشود نوشته شده است

در سینه شراره غم میریزیم

  • نیلوبلاگ

    در سینه شراره های غم میریزیمخون، پای ورودی حرم میریزیمگر پا بگذارید به صحن زینبوالله زمانه را بهم میریزیمما جلوه ای از یک غضب عباسیمبر حرمت ناموس خدا حساسیمزینب این بار خودش کرب وبلایی دارددشنه و راس نی و تشت طلایی داردسوریه گر که شده کرب وبلا باکی نیستجنگ در زینبیه حال و هوایی داردشاه بیت غزل زینبیه عباس استنام او بر همه آلام دوایی دارد ...

    ادامه مطلب
  • مطلبی در مورد شهدا(دفاع مقدس)

  • نیلوبلاگ

    آوازشان اواز بود انان که رفتند** پروازشان پرواز بود انان که رفتند** این بار ساکت نمینشینم فریاد میزنم فریای که همه مردم جهان ان را بشنوند آهای مردم این رسمش بود بخدا این رسمش نیست پس حق شهدا چه بود انان که مثل شیر از این خاک و سرزمین دفاع کردند و گرگهای درنده را از این سرزمین بیرون انداختند گرگهایی که از انسانیت بوی نبرده بودند امروز هم از این گرگها زیاد است. اهای خانمی که ساپورت و یه پیراهن پوشیدی تو که چه بلند بلند میخندی و حیا را با یک لیوان اب خورده ای خجالت بکش بخدا شهدا هم شرم می کنند که به تو نیم نگاهی هم به اندازند . این شهدا به خاطرتو رفتند بخطر من و تو این همه خون ریخته شد به خاطر من وتو ای همه مادر چشم انتظار بچه هایشان هستند چند چفیه خونی شد تا چادری خاکی نشود اهای پسر...

    ادامه مطلب
  • ما ذوالفقار حیدریم

  • نیلوبلاگ

    ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان می کنیم پایگاه کفر را با خاک یکسان می کنیم خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی کربلا را تا مدینه بیت الاحزان می کنیم ************************ * ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    مقاله در مورد شهدای دفاع مقدس | مقاله درباره شهدای دفاع مقدس | مقاله ای در مورد شهیدان دفاع مقدس | ما ذوالفقار حیدریم فدائیان رهبریم | ما ذوالفقار حیدریم |